زندگی رو به روال است اگر بگذارند! *

 

۱. سلام

 

۲. "قصار نوشت" :

یکدیگر را دوست بدارید اما از عشق زنجیر مسازید ،

جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید

دلهایتان را به هم بسپارید اما به اسارت یکدیگر ندهید

"جبران خلیل جبران"

 

 

۳. "عید نوشت " :

 

امشب آیینه امیر است ، بیا دف بزنیم

ماه مهمان کویر است ، بیا دف بزنیم

آسمان نرم ، هوا نرم ، دل توفان نرم

شب تقسیم حریر است ، بیا دف بزنیم

"ناصر حامدی"

 

 ۴. "شاه بیت نوشت" :

 

چشم زخمی بود بی روی تو بر رخساره ام

سوزن مژگان گرفتم دیده بر هم دوختم

"منصف تهرانی "

 

۵. "دوبیتی جدی نوشت" :

 

هوای ِ پنجره ها سردِ سرده

خدا هم پشت شیشه گریه کرده

... و پشت پرده دنیامون عجیبه!

امان از دست های پشت ِ پرده!

"الهام تفرشی"

 

 

پر از وصف نگاهت هر دوبیتی

غزل می پاشه چشمت بر دوبیتی

یکی پلک و یکی پلک و یکی لب،

دوبیتی در دوبیتی در دوبیتی!

"الهام تفرشی"

 

 

رسیده رو زمین پاهای بارون

پر از حال ِ بَده حرفای بارون

سراسر خیسم اما گر گرفتم

پر از نفته مگه جیبای بارون ؟!

"الهام تفرشی"

 

۶. " دوبیتی غیرجدی نوشت" :

 

شنیدم ماهو خیلی دوست داری

نبینم ابری باشی و بباری

منو هر چی ستاره س دسته جمعی

می ریم امشب براتون خواست گاری !

"الهام تفرشی"

 

 

سرم را روی سینه ش می فشارم

فقط شبها که نه ! صبحم میذارم !

واسه دلگرمی دیگه بعد از امشب

پتوی خوشگل ِ گلبافت دارم !

"الهام تفرشی"

 

۷. "همینجوری نوشت" :

بند اول : همیشه قبل از هر پست یه عالمه حرف دارم که بگم، اما بعد میگم صفحه ی اول اشک شیرین به نیت خوندن ِ شعر باز میشه نه درد دل و ... . خلاصه منصرف میشم.

بند دوم : هر اتفاقی که در زندگی میافته ، هر چند کوچیک ، مثل اومدن و رفتن آدما مثل ِ شنیدن ِ یه حرف ِ محال از یه نفر ، مثل ِ عوض شدن ِ یهویی ِ راهت وقت ِ راه رفتن ، مثل دیدن ِ توکا بعضی روزا ! ، مثل خیلی چیزای دیگه ، هوشمندانه ست . باید خیلی دقیق بود . فقط موقع زیارت رفتن نیست که باید حواس آدم جمع باشه !!!

بند سوم : "به درستی که وعده داد خداوند صبر کنندگان در سختی ها را که خارج کند آنها را از آنچه به ستوه آمده اند ، و برآورد حاجاتشان را از جایی که آنها احتمالش را نمی دهند و مسخر کند آنها را بر سختی هایشان .... پس بر شماست که هرگز نباشید از کسانی که می ترسند برای دنیا و اندوهگین می شوند برای آن...  "

جاری به سمت روح شدن شرط اول است

توفان رسید نوح شدن شرط اول است

"ناصر حامدی"

 

۸. "سعدی جان " :

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

 

پ . ن : * امیر نقی لو

زندگی رو به روال است اگر بگذارند

عشق مخصوص وصال است اگر بگذارند!

 

 

 

می برم این روزها نام تو را آرامتر .....

 

۱. سلام

 

۲.  "سعدی جان !"

اگرچه صبر من از روی دوست ممکن نیست

همی کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب 

۳. شاه بیت:

                         رو به روی تو نشستم غزلی شکل گرفت

چشم و هم چشمی من با تو تماشا دارد !

"امیر نقی لو"

 

۴. نه چندان جالب نوشت :

 

میاد با اسب و خاطر خواه میشه

توی بارونو دستش هم یه تیشه

خدا هم طفلکی میخواد اما

یه جای کار می لنگه همیشه !

"الهام تفرشی"

                   

۵. رباعی نوشت

 

همراه نگاه من تو هم می باری

شاید که تو هم زیر همین آواری

امشب که درست نیمی از من رفته

انگار تو هم شام غریبان داری ....

"الهام تفرشی"

 

۶. دوبیتی نوشت :

 

نه بیداره نه می تونه بخوابه

همه ش در اضطراب و التهابه

دوباره ساحلم دریاشو دیده

دلم موجی شده ، حالش خرابه  !

"الهام تفرشی"

 

۷.معرفی سایت :

پریشب علی سایت بوکی رو بهم معرفی کرد .. علاوه بر یابیدن و استفاده از کتب مورد علاقه تون ، می تونید توی سایت ثبت نام کنید و عضو بشید و در ادامه صاحب یک قفسه ی کتاب باشید ! کتابایی که خوندید رو از داخل سایت پیدا میکنید و میذارید داخل قفسه . بعد میتونید راجع به کتاب شرح و خلاصه بنویسید و ... . همینطور میتونید دوستاتونو توی سایت پیدا کنید و کتاباتونو به اشتراک بذارید ... . دیگه اینکه مسابقه ی کتاب خوانان حرفه ای هم داره ! به بوکی اگر سر نزنید چیز زیادی از دست ندادید! اما اگر سر بزنید به نظرم خوشتون میاد .... .

 

۸. دوست نوشت :

دوستای خوب و خوش ذوقم به روز شدن ، از اینجا که چیزی دست و بالتونو نگرفت ، اقلن برید اینارو بخونید !!!

طلوع ماه  رویا باقری ِ عزیزم که قطعا جاش اون بالا بالاهاست ...

تلخند ِ مهرداد نصرتی مهربون که اینبار بی حوصله تر از همیشه به روز شده ..

همیشه حق با دیوانه هاست ِ اصغر عظیمی ِ خوش ذوق که از به روز شدنش خیلی میگذره..

امیر علی سلیمانی  که همیشه خصوصی دعوت میکنه ، نمیدونم چرا !

مسافر ِ  قاسم صرافان که خودشون اینروزا مسافر تهران و همشهریمون شدن...

 

۹. تو ام خجالت بکش !  میدونی چقدر به شعر مدیونی ؟! حقش نیس اینهمه بهش بی محلی کنی ..

بنویس !

به توام میگن شاعر !!

 

۱۰.  " سعدی جان"

آنچه از غیبتت ای دوست به من می گذرد

نتوانم که حکایت کنم الا به حضور ...